متن نوحه زیبا و به یاد ماندنی بوی سیب از مهدی عبدلی ...

بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربلا
بوی یاس و زریه عباس و خدای احساس و کربلا
بوی عنبر، ماه رخ اکبر، گهواره ی اصغر کربلا
بغض آب و فرات بی تاب و اشکای رباب و کربلا
تو ذکر محراب منی، تو مهر و مهتاب منی
تو باده و ساغر من، تو مستی ناب منی
بی تو دلم آروم نمی گیره ...
کبوتر دل بی تو می میره ...
امشب که مست باده ی نابم
مشتاق دیدار تو مهتابم
با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و بنم
بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم
خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم
نقش یه مرد پلون، طرح شمایل می زنم
به روی صفحه می کشم پیشونی بلند شو
ابروهای کمونیشو، صورت آسمونیشو
تا که به چشماش می رسم، کشیدنش چه مشکله
آخه چشای یار من سیاه خیلی خوشگله
چشای قشنگ عباس دلمو خدایی کرده
مدد آقام اباالفضل، منو کربلایی کرده
کنج قفس نپمن نمی تونم باشم
بی هم نفس من می تونم باشم
بی حسین من نمی تونم
آخه آقامه، دوسش دارم
مولامه، دوسش دارم
بی ماه فروزان می تونم باشم
بی خورشید تابان می تونم باشم
بی ابالفضل نمی تونم
آخه سالارمه، دوسش دارم
سرورمه، دوسش دارم
دل هر کی یه یاری داره
دل ما با حسینه
اگه اون شه وفا نکنه
وفاداری ندارم
رخ از من گر بگردونه
دیگه یاری ندارم
اگه آقام نیگام نکنه
خریداری ندارم
همه دنیا یه طرف
حسین زهرا یه طرف
هر چی عشقه یه طرف
عشق به مولا یه طرف...
اون کیه که هر کسی عاشق و دیوونش میشه
هر کسی تا که میاد، گدای این خونش میشه
اسم اون حسین و جون ما به فداش
خدا اون روز و بیار تا که بریم به کربلاش
حسین وای ... حسین جان...
حسین نام شگرفی است بر تارک هستی ...
حسین شرافتی است بی همتا بر فراز تاریخ ...
چه شگفت است سرداری سرهای بریده!
رشک بهشت است آنجا که کویر جلن از زلال حسین بنوشد ...
و تمنای سعادت که دل گرفتارش آید ...
اللهم عجل لولیک الفرج ...
هر روز نگاهم به آسمونه تا بیای
آن قدر چشم به راه می مونم تا بیای ...